تبليغاتX
روزهای مهتاب - حواسمان را جمع کنیم
اگر ماه برآید غم من تمام می شود

امیر حسین مهدوی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و سردبیر روزنامه چهار صفحه ای اندیشه نو که در ایام انتخابات به حمایت از میر حسین موسوی منتشر میشد، دیروز با حضور در جمع خبر نگاران در خبرگذاری ایسنا به تشریح فعالیت های ستاد میر حسین در قبل و بعد از بیست و دو خرداد پرداخته است. او همچنین در اظهارات خود با لحنی افشاگرانه اقدامات اعضای اصلی سازمان متبوعش را در زمینه طراحی پروژه تقلب در انتخابات تایید کرده است. و از بهزاد نبوی و مصطفی تاج زاده و...به عنوان عاملین و محرکین اصلی شاخه های جوانان حامی میر حسین موسوی در قبل و پس از انتخابات نام برده است. او معتقد است که دستگیری آنها در آرامی اغتشاشات اخیر تهران تاثیر فراوانی داشته است.

سوال اولی که پس از خواندن این مصاحبه به ذهن خطور می کند این است که چطور ممکن است که یکی از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی(سازمانی که به لحاظ بافت سیاسی بسیار پیچیده است و حتی پس از تشکیل در اوایل انقلاب تنها یکبار آن هم در دهه هفتاد اقدام به عضو گیری کرده است و ساختار بسته ای دارد) حاضر شده است که داوطلبانه این چنین به افشاگری بپردازد و عملکرد اسلاف و بزرگان خویش را زیر سوال ببرد؟ جواب این سوال احتمالا این است که مهدوی تحت اعمال فشار از سوی سازمان های امنیتی و اطلاعاتی حاضر به بازگو کردن حرف هایی از جنس اعتراف شده است. اما جالب آنجاست که مهدوی امروز با تکذیب هر گونه اعمال فشار از سوی سازمان های امنیتی و اطلاعاتی کشور اعلام میکند که حتی یک دقیقه هم بازداشت نبوده است و تمام این مطالب را به عنوان تحلیل های خودش و با صراحت بیان کرده است.

نکته دیگری که در اظهارات او به چشم میخورد این است که به عقیده او موسوی در محاصره تعدادی از افراطیون اصلاح طلب قرار گرفته است و به اصطلاح در اثر جو گیر شدن، توهم تقلب در انتخابات برایش به یقین تبدیل شده است و اقدامات او پس از انتخابات حاصل انحراف از مسیر اصلی پیش از بیست و دو خرداد و در اثر القائات بعضی از عناصر اصلاح طلبان بوده است.

با توجه به مطالب مذکور باز هم این سوال مطرح است که به چه علت یکی از اعضای اصلی ستاد موسوی و فعال سیاسی جبهه اصلاح طلبان این چنین خودزنی کرده است و آزادانه و بدون هیچ گونه تحمیل و فشاری حاضر به بیان اظهاراتی از این دست شده است؟

شاید تحلیل اینجانب کمی عجولانه باشد. اما من این طور فکر میکنم که اشخاصی چون نبوی و تاج زاده و به طور کلی متفکران اصلاح طلب حالا که دیگر فرصت خط دهی به اغتشاش گران را از دست داده اند و به این نتیجه رسیده اند که پروژه ای را که از مدت ها قبل برای آن برنامه ریزی و هزینه مادی و معنوی کرده بودند به بن بست رسیده است، درصدد جمع آوری آبرو و اعتبار از دست رفته خویش برآمده اند. و با قبول اشتباهات خود سعی در نشان دادن آزادگی و حریت خویش دارند. و در واقع دست پیش را گرفته اند که بیش از این پس نیافتند. چگونه میتوان این مساله را باور کرد که یک حزب سیاسی که به غیر از موسسین آن بقیه اعضای خود را از میان سر سپردگان و طرفداران دو آتشه خود گزینش میکند مار در آستین پرورده باشد. ماجرا همان ماجرای پلیس خوبه و پلیس بده است.

 آنچه در این میان مهم است هوشیاری پیروان خط امام و رهبری است تا دوباره این عناصر معلوم الحال موفق به از سر گیری فعالیت ها و رهبری فکری بخشی از نا آگاهان جامعه نشوند. فعالیت فرهنگی مدبرانه در اینجا بیش از پیش اهمیت خود را نمایان می سازد.


 پ.ن: مصاحبه مهدوی و تکذیب بازداشت او را در پیوندهای روزانه بخوانید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 تیر1388ساعت 20:15  توسط ساسان  |